عیدی نوروزی (هفت سین محلاتی)

اینبار به مناسبت عید نوروز به بررسی هفت اصطلاح محلاتی با سین میپردازیم تا هفت سین محلاتی درست کنیم . به عکس زیر نگاه کنید :

حالا به توضیحات زیر توجه کنید:

۱- سنگاله : همانطور که در قبل توضیح دادیم به چیز محکم نسبت داده میشود .

۲- ساسه : به باقیمانده ی سیب یا بلال پس از خوردن کامل آنها که به جایی برسد که چیز قابل خوردنی نداشته باشد ساسه میگویند.

۳- سیاله : به تکه ی شکسته ی ظرف گِلی که یک جا افتاده باشد سیاله می گویند.

۴- سوُکله: به چوب باریک میگویند معمولا به چوبی که با آن زغال آتش را در آن جا به جا میکنند سوکله میگویند. در گاهی اوقات آدم لاغر را هم به سوکله تشبیه میکنند.

۵ -سوساله : همانطور که در قبل گفته شد به زخم خشک شده میگویند.

۶-  سول : به ناودان میگویند همانطور که در اصطلاح سول به آسمان گذاشته متوجه شدید باران شدید را به آب زیادی که از ناودان به زمین میریزد تشبیه میکنند.

۷ - سوله : همانطور که قبلا گفتیم :لغت سوله در اصل همان پوسته است که در زبان فارسی کاربرد دارد ولی سوله استثنا هم دارد به طور مثال سوله برای پوست تخم مرغ از سوله استفاده می کنند (سوله تخم مرغ) و یا برای گردو(سوله گردو)و... ولی برای میوه ها از همان پوست استفاده می کنند.

                                         امیدوارم سال خوبی داشته باشید

اُوگار و بارت

اینار به بررسی اصطلاحات اُوگار و بارت می پردازیم:

 

اُوگار:این اصطلاح چندین کاربرد دارد که به بعضی از آنها می پردازیم:

یکی از کاربردهای آن در مورد چهره است که به نحوی بازگو کننده ی زشتی چهره ی یک فرد است . به طور مثال : اگر فردی چهره ی زشتی داشت باشد می گویند : « چه قیافه ی اوگاری دارد » یعنی چه چهره زشتی دارد.

کاربرد دیگر آن که تقریبا به همین معنی است بر به هم ریختگی وضع کسی دلالت میکند مثلا میگوییم: « فلانی وضعیّتش خیلی اوگاره » یعنی اوضاع به هم ریخته ای دارد حال این اوضاع میتواند از وضع مالی فرد حکایت کند یعنی وضع مالی فلانی بد است یا میتواند وضع فرد را از به هم ریختگی وضع زندگی مورد بررسی قرار دهد.

حال به بررسی اصطلاح بارت می پردازیم: بارت در واقع همان تیپ ، قیافه یا چهره است یعنی وقتی میگوییم کسی خوش بارت است یعنی خوش تیپ است.

بارت همچنین به معنی زیبایی هم هست یعنی میتوان آن را در مورد اشیا هم به کار برد مثلا میگوییم عجب لباس خوش بارتی یعنی عجب لباس خوشگلی.

کاربرد دیگر آن از طرف هم حکایت دارد مثلا میگوییم فلانی اون بارتی رفت یعنی آن طرفی رفت یا میگویند فلانی صورتش اون بارتی است یعنی صورتش آن طرفی است.

در بعضی مواقع میتوان بارت را با اوگار با هم به کار ببریم: مثلا میگویند : « عجب بارت اُوگاری داره » یعنی عجب قیافهء زشتی داره.

سولِنگ

امروز به بررسی چند اصطلاح محلاتی که با حرف(س)آغاز میشوند می پردازیم:

 

۱ـ سُولَه : لغت سوله در اصل همان پوسته است که در زبان فارسی کاربرد دارد ولی سوله استثنا هم دارد به طور مثال سوله برای پوست تخم مرغ از سوله استفاده می کنند (سوله تخم مرغ) و یا برای گردو(سوله گردو)و... ولی برای میوه ها از همان پوست استفاده می کنند.

۲ـ سولِنگ: کاربرد سولنگ یا همان سولنگ تو کار کسی انداختن از ضرب المثل چوب لا چرخ کسی گذاشتن حکایت دارد که از آن به این شکل یاد می شود:به طور مثال اگر شخصی دائما در کار کسی دخالت کند و مانع شود که آن فرد کارش را انجام دهد اگر کسی بخواهد به او تذکر دهد به او چنین میگوید:«دست از سرش بردار کم سولنگ تو کار فلانی بنداز»

۳ـ سِنگاله:سنگاله از همان سنگ آله می آید که همانطور که در اصطلاح آله متوجه شدید همان سنگ نصف شده (خرد شده) را می گویند که بعد ها به سنگاله تبدیل شده ولی کاربرد آن به صورت تشبیه است به طور مثال : به سیب نرسیده که خوردن آن سخت است سیب سنگاله میگویند در واقع سیب را به سنگ تشبیه کرده اند ، سنگاله بیشتر در مورد میوه ها به کار میرود.

آله

اینباربه بررسی اصطلاح آله می پردازیم :

اصطلاح آله در جاهای گوناگون کاربرد دارد که در اینجا به برخی از انها اشاره داریم:

یکی از کاربرد های این لغت در محلات برای بیان بریدن چیزی(قاچ کردن)که بیشتر در مورد میوه ها کاربرد دارد .

مثلا در میهمانی صاحب خانه از افراد می پرسد هندوانه بیارم آله کنیم یا مثلا سیبی در بشقاب یک نفر دست نخورده مانده در این حالت صاحب خانه می گوید آله کنید بخورید که در همه ی موارد آله کردن از قاچ کردن حکایت دارد.

کاربرد دیگر آله خیلی جالب است که بهتر است آن را با مثالی مورد بررسی قرار میدهیم:

مثلا فردی ، شخصی را میازارد یا با حرفی در حضور او آن شخص را ناراحت میکند در همین حالت آن طرف که ناراحت شده صورت خود را به نشانه ی قهر کردن بر میگرداند در این حالت طرف او میگوید:

<<خوب حالا چه زود بهش برمیخوره سریع آله برداشت>>

بله کاربرد دیگر این لغت آله برداشتن است که همین طور که در مثال بالا متوجه شدید برگرفته از حالتی در فرد است که از آن به روی گرداندن صورت به نشانه قهر کردن یاد میشود.

به یُوت خود نی

اینبار به بررسی اصطلاح به یُوت خود نی(نی=نیست):

این اصطلاح برای بیان حالتی در فرد بیان می شود که این حالت را به نحوی وجود نداشتن ذهن فرد در محیط می گویند یعنی خود فرد هست ولی فکرش جای دیگری است در این حالت اگر آن فرد را صدا کنند یا به ان چیزی بگویند و آن شخص متوجه نشود و تلاش آنها بی فایده باشد میگویند او به یوت خود نی.

مثلا شخصی در حال تماشای تلوزیون هست و در آن غرق شده در همین زمان شخصی دیگر او را صدا میکند و او جواب نمیدهد وقتی طرف مقابل این کار را چند بار تکرار کند و بی نتیجه بماند میگوید نه پنداری به یوت خود نی.

در مثال بالا وقتی فرد میگوید به یوت خود نی میخواهد این مطلب را بازگو کند که حواس فرد به جای خود نیست و فرد در تلوزیون محو شده (پنداری=از پنداشتن یعنی گمان کردن ـ پنداری : گمان میکنم.)

دال را به دو دادن

ضرب المثل:(دال را به دو دادن):

این ضرب المثل در موارد گوناگون به کار میرود که یکی از موارد استفاده ی آن در مورد فاش کردن موضوعی در جمع به کار میرود  که از آن به این شکل یاد می شود :

مثلا عده ای در بین خود رازی دارند که نمی خواهند فاش شود یا فاش شدن آن باعث درد سر است حال این افراد در جمعی قرار میگیرند در ابتدا با خود عهد می بندند (دالا به دو ندید) حال یکی از افراد در مجلس مطلب را فاش میکند در این حالت افراد میگویند فلانی (دالا به دو داد).

یا مثلا مطلبی هست که لازم نیست عمومیت پیدا کند در این حالت اگر این مطلب فاش شود و همه از آن با خبر شوند میگویند (دال به دو رفت).

خود کلمه ی دال نیز در محلات کاربرد های فراوانی دارد که در آینده به آن میپردازیم.

واچق

اینبار به بررسی اصطلاح واچق می پردازیم:

 

اصطلاح واچق برای بیان فرصت دادن به کار میرود مثلا فردی در مجلسی شلوغ دنبال فرصت برای حرف زدن مگردد ولی به او فرصت نمیدهند در این حالت فرد میگوید یه کم واچق بدین منم حرف بزنم.

در بالا یه کم واچق بدید یعنی کمی فرصت بدید

واچق همچنین به معنی امان دادن هم به کار میرود (واچق بده =امان بده) که باید از درون جمله به کابرد ان پی برد همچنین در مورد غذا خوردن و ... هم از کلمه واچق کمک میگیرند.