گزرو

اینبار به بررسی لغت گزرو می پردازیم .

گزرو در اصل نام وسیله ای است که با آن به گردوهای یک درخت از پایین درخت ضربه میزنند تا گردوها را از درخت بچینند.

گزرو از یک چوب خیلی بلند تشکیل شده که وزن آن سبک است .                                  

وسیله دیگری هم وجود دارد که با آن میوه های دیگر را از درختان میچیدند این وسیله که دو گل (دو گَ ل)نام دارد  و از یک چوب بلند و یک تکه دو سر در روی آن تشکیل شده که دو گَ ل به معنی دو سر است.

کاربرد دیگر گزرو دور از انتظار است ، از قدیمی های محلات شنیدیم که آنها در جاهای غریب و شلوغ برای پیدا کردن هم دیگر از لغاتی استفاده میکردند که یکی از این لغات همان گزرو هست.

مثلا: اگر یک محلاتی در بازار یک شهر غریب و شلوغ بخواهد محلاتی دیگری را بیابد میتواند با صدای بلند بگوید گزرووووووووووو ، و اگر محلاتی دیگری در سوی دیگر این صدا را بشنود او هم با همین کلمه پاسخ میدهد . اینگونه هم کسی معنی کلمه ای که گفته شد نمی فهمد  و هم شخص غیر محلاتی جواب نمیدهد و هم دو محلاتی یکدیگر را پیدا کرده اند.

فوشِّنه

اینبار یک لغت جالب را مورد بررسی قرار میدهیم و آن چیزی نیست جز فوشِّنه.

 

فوشِّنه که در واقع محدود به یک سری از حیوانات است برگرفته از صدایی است که این حیوانات در می آورند .

برای مثال فوشِّنه که بیشتر برای گربه به کار میرود مربوط میشود به همان صدایی که گربه در هنگام دعوا یا عصبانیت در می آورد و اگر در صدای گربه در این حالت دقت کنیم به راز نام گذاری این صدا به فوشّنه پی میبریم .

مثلا یک محلاتی به جای اینکه بگوید :«عصری خواب بودم دوتا گربه با هم دعواشون شد از بس سر و صدا کردن که از خواب پریدم» میگوید:«عصری خواب بودم دوتا گربه با هم دعواشون شد آنقدر فوشِّنه دادن که از خواب پریدم»و این خود جمله را کوتاه کرده و بهتر به عمق فاجعه اشاره میکند و مطلب را میرساند.

بله زبان محلاتی یک زبان کامل است که حتی برای کوچکترین چیزها هم یک لغت دارد.