اینبار به بررسی لغات شوشال ، شاشَه و جوجو میپردازیم .

سه اصطلاحی که در بالا به آن اشاره شد هر سه در اصل به یک موضوع مرتبط اند ولی در جاهای مختلف به کار میروند .

هر سه لغت بالا به خراب شدن چیزی ( معمولا حبوبات و خشکبار ) اشاره دارند ولی هر یک از آنها در مورد قسم خاصی از قربانیان خرابی اختصاص میابند همان طور که قبلا نیز اشاره شد زبان محلاتی یک زبان کامل است و برای هر چه که فکر کنید حتی کوچک ترین چیز ها لغتی مستقل دارد .

 شوشال : شاید بسیار دیده باشیم که وقتی مغز گردویی را باز میکنیم خراب شده باشد و تار های به هم متصل و معمولا با دانه های ریز سیاه رنگ روی مغز گردو به وجود آمده باشد پدیده مشابه همین موضوع را در مورد سایر خشکبار و حبوبات مثل بادام و پسته میبینیم  که در زبان فارسی به راحتی میگوییم  : « گردو خراب شده » که خراب شدن برای هر چیزی به کار میرود ولی محلاتی ها با اعتماد به نفس تمام این ضعف زبان فارسی را دریافته و در پی رفع این نقصان بر آمده و با وارد کردن سه لغت بالا (شوشال ، شاشه و جوجو ) خرابی حبوبات و خشکبار را از دامنه سایر خرابی ها مثل فاسد شدن غذا و... جدا کردند و میگویند : «گردو شوشال زده »

شاشه : واما در مورد شاشه در نگاه اول میتوان چنین استنباط کرد که شوشال منحصرا برای خشکبار به کار میرود و شاشه منحصرا برای حبوبات ولی وقتی بیشتر در زبان مردم محلات عمیق می شویم میبینیم که گاه بر خلاف انتظار گفته میشود : « برنج شوشال زده » که این خود به تنهایی کافیست تا این نظریه (شاشه منحصرا برای حبوبات به کار میرود) را راجع به شاشه رد کنیم  گر چه گاهی دیده میشود که برای همان برنج شاشه را هم به کار میبرند . ولی در عمل میبینیم که به جز یک مورد خاص عمدتاً شاشه کاربردی ندارد و آن مورد چیزی نیست جز ماش . به طور مثال اگر یک محلاتی با ظرف ماش هایی که خراب شده مواجه شود میگوید : « ماشامون شاشه زده » اگر نظر من را راجع به این لغت بپرسند ، این حقیر بر این عقیده ام که  محلاتی ها در ابتدا شاشه را منحصراً برای ماش گفته اند و بعد ها گاهی برای سایر حبوبات هم به کار رفته و تنها دلیلی که این امر میتوانسته است داشته باشد این است که این دو کلمه بر یک وزن میباشند و بهتر در زبان می چرخد -------» این که بگوییم : « ماشامون شاشه زده » بسیار زیباتر و راحتتر است تا اینکه بگوییم : « ماشامون شوشال زده » ضمن اینکه شاشه با حروف مشابه ای که با شوشال دارد مفهوم را رسانده و جمله را نیز کوتاه کرده و تازه اگر عمیق تر به جمله نگاه کنیم میبینیم آرایه زیبای واج آرایی (تکرار یک واج در یک جمله که باعث زیبایی جمله میشود ) را نیز دارا می باشد ، واج آرایی روی حرف {ش} .

جوجو : این لغت غالباً برای آن دسته ازخرابی ها به کار میرود که علاوه بر دارا بودن ویژگی های شوشال موجودات ریزی هم در آن حبوبات هست موجوداتی شبیه پشه که این اتفاق ناگوار نیز بیشتر برای ماش بیچاره می افتد ضمن اینکه سایر حبوبات نیز از این قاعده مستثنا نیستند و  محلاتی ها این واژه را اینگونه به کار میبرند : « فلان چیز جوجو ورآورده » یعنی در فلان حبوبات موجودات ریزی به وجود آمده . که اسم جوجو نیز به خاطر همین ریز بودن روی آن ها نهاده شده .

نکته : این مطالب حاصل برداشت های ما از زبان مردم محلات است که خالی از اشکال هم نیست پس ما را از نظرات سازنده خود بی بهره نسازید .