دِنَل . گِراته . دِجاک
اینبار به بررسی چند واژه که همه به نحوی بر ایجاد مشکل در کاری حکایت دارند می پردازیم این واژه ها عبارتند از:
دِنَل . گِراته . دِجاک
دِنَل: لغت دِنَل در دو جا به کار میرود یکی به عنوان فاعل یعنی کسی که کاری را به دنل می اندازد و یکی به عنوان مفعول یعنی کسی که کارش به دنل می افتد.
حالت اول برای شخصی به کار می رود که کاری به او واگذار شده و شخص به هر نحوی کار را به عقب می اندازد و کار را با مشکل روبه رو میکند که در این حالت میگویند این شخص کار را به دنل می اندازد.
حالت دوم برای شخصی هست که میخواهد کاری را انجام دهد ولی کار او با بد شانسی و مشکل روبه رو میشود و کار به عقب می افتد که در این حالت میگویند کارش به دنل افتاده.
گِراته: لغت گراته تقریبا معنی شبیه به معنی حالت دوم دنل دارد در واقع کاری که به سختی انجام شود و با مشکل رو به رو شود میگویند کار گراته شده . گراته همچنین برای گره هایی که به سختی باز شوند هم به کار می رود.
دِجاک: واژه دجاک در واقع برای گردو به کار میرود . دجاک را به گردویی نسبت می دهند که مغز آن به سختی از داخل آن در آید ولی برای شخصی هم که به اصطلاح دیر جوش است و شخصیتی دارد که با کسی به راحتی گرم نمی گیرد و در واقع میتوان گفت از لاک خود در نمی آید به آن شخص هم صفت دجاک را نسبت میدهند.
